هابک(نام جو هیوک) خدای آبه و قراره تبدیل به خدای سرزمین خدایان بشه.ولی باید به زمین بیاد و سه سنگ رو از سه خدای نگهبان بگیره.و چون هیچ آشنایی با این دنیا نداره، باید از نواده خانواده ای که قسم خوردن نسل در نسل به خدایان وفادار باشن کمک بگیره.اون نواده(شین سه کیونگ) یک روانپزشکه و مشکل اینجاست که به خدایان اعتقاد نداره و فکر میکنه که هابک دیوونه ست. مورا(کریستال) و بی ریوم(گونگ میونگ) دو خدایی هستن که باید سنگ رو به هابک بدن.ولی مشکلاتی پیش میاد از قبیل از دست دادن نیرو هاش و مجبور میشه مثل یک انسان عادی زندگی کنه و دنبال سنگ ها بگرده سو آه ابتدا حرف های اونو قبول نداره و فکر میکنه که متوهم هست اما کم کم با رفتارش متوجه میشه که هابک یک فرا انسانه درطول داستان بینشون یک عشق پیچیده و عمیق شکل میگیره چون هابک باید بلاخره به سرزمین خدایان برگرده اما از طرفی نمیتونه دلش از سو آه جدا کنه درگیر شدن خدایان قبلی و رقابت و قدرت های گذشته ی تاریک سو آه باعث میشه رابطه اشون بار ها امتحان بشه
پیام فیلم میتونه این باشه عروس خدای اب فقط فانتزی نیست در واقع درباره ی ایمان داشتن به چیزی است که عقل نمیتونه توضیح بده