When Life Gives You Tangerines یا وقتی زندگی بهت نارنگی میده که داستان عشق و استقامت دو جوان را در جزیره ججو به تصویر میکشد
روایتگر زندگی اِهسون، دختری سرکش و پرشور، و گوانسیک، پسری آرام و سختکوش است که در دهه 1950 در جزیره ججو متولد شدهاند. اِهسون، با وجود فقر و محرومیت از تحصیل، رویای شاعر شدن را در سر میپروراند و با جسارت احساساتش را بیان میکند. گوانسیک، که از کودکی عاشق اِهسون است، با وفاداری و پشتکار بیصدا از او حمایت میکند، هرچند در ابراز عشقش ناتوان است. داستان در چهار فصل زندگی این دو پیش میرود و چالشهایی مانند فقر، تغییرات اجتماعی و رویاهایشان را به تصویر میکشد.
در حالی که اِهسون با سرنوشتش میجنگد، گوانسیک همچون ستونی استوار در کنارش میماند. این سریال با نگاهی به گذشته، زندگی پرماجرای آنها را از جوانی تا میانسالی نشان میدهد و در نهایت به عشقی میرسد که نسلها را در بر میگیرد. این اثر نهتنها قصهای عاشقانه، بلکه ادای احترامی به نسلهای پیشین و روزهای پرامیدشان است که با لبخند و استقامت سپری شد
عشق ومحبت دوچیز هستن که هیچگاه نمیتوان اثرات ان را از یاد پاک کرد بخاطر این است که باید بدانیم این احساسات صرف چه کسی میکنیم ...