جهان به دو نیم تقسیم شده است: نیمهای که با نیت پاک زندگی میکند، و نیمهای که پول، تمام معادلاتش را حل میکند.
حالا، خلیل کاتیوشا، مردی که شاید تا دیروز اهل تندروی در مسیر حق بود، ناچار است نقش یک نگهبان اجباری را برای عرشیا، تجسمِ زندگی لاکچری و بیدغدغه، بازی کند.
وقتی ایمان خشک و منطق سفت، با بیمبالاتی و مصرفگرایی مطلق برخورد میکند، چه اتفاقی میافتد؟
انفجار موقعیتهای کمدی!
ببینید چطور تفاوت در انتخاب یک لیوان آب، یک لباس، یا حتی یک مسیر برای پیادهروی، تبدیل به نبردی حماسی میشود که هر دو را به مرز جنون میکشاند. آیا کاتیوشا میتواند این پسر را نجات دهد، یا عرشیا او را به دردسرهای جدیدی دعوت میکند؟
فقط بدانید:
هیچچیز در این چند روز، آنطور که پیشبینی میشود، پیش نخواهد رفت!
وقتی بسیجی باید حساب بانکیاش را با پسر پولدار تقسیم کند...!»
• پیام: عبور از برچسبها: فیلم تلاش میکند نشان دهد که یک فرد مذهبی میتواند در موقعیتهای غیرمنتظره، مهربانی و انسانیت نشان دهد، و یک فرد مادیگرا نیز میتواند لایههایی از آسیبپذیری و نیاز به هدایت داشته باشد.
• همدلی در تضاد: دو قطب متضاد جامعه (یا به تعبیری، دو طبقه یا دو سبک زندگی کاملاً متفاوت) وقتی مجبور به همنشینی میشوند، میآموزند که زیر تمام تفاوتهای ظاهری، هر دو نیازمند ارزشهایی مشترک مانند احترام، درک و پذیرش هستند.
• تغییرپذیری: در نهایت، این تجربه مشترک، هر دو شخصیت را کمی تغییر میدهد. خلیل شاید کمی از سختگیریهای خود بکاهد، و عرشیا شاید نگاهی عمیقتر به مفهوم «ارزش» پیدا کند