داستان حول محور عقد کوچکترین عضو خانواده یعنی پسندیده (نگار جواهریان) است اما در واقع صرفا تنها داستان پسندیده نیست. بلکه داستان تک تک آنهایی است که دیگر ساکن این خانه قدیمی و خوش رنگ و لعاب نیستند. عقد کوچکترین عضو خانه بهانهای میشود که دیگر اعضای خانواده شامل خواهران و دامادها و نوهها از دیگر شهرها به خانه مادری سرازیر شوند. جشن و شادی بهانه میشود که دور هم فارغ از هر سلیقه و جهانبینی دور یک سفره بنشینند، اما این تنها بهانه دورهمی خانوادگی نیست که مرگ یکی ازاعضای خانواده هم بهانهای شگرف میشود که این آدمهای گاه متناقض و متفاوت به درک بهتری نسبت به هم برسند...
رانی اسکیب از مجله ورایتی در نقدش یه حبه قند را به یک تابلوی متحرک نقاشی شده از آبرنگ توصیف کرد. آبرنگ به این معنا که خاطرات، شیرینیهای لحظه، لبخندها، صداقتها، شفافیتها، مهربانیها، و آوازهای درونی و پنهان عاطفه سرشار خانواده را یادآور میشود» را توصیف و آن را با «آثار امپرسیونیستهای فرانسوی» مقایسه کرد.
بنابر گفته رضا میرکریمی، نام این فیلم بنابر شعری منتسب به سهراب سپهری انتخاب شدهاست:
«برای نخستین بار دخترم این نام را پیشنهاد داد ولی پس از مدتی یکی از دوستانم با ارسال پیامکی از شعرهای چاپ نشده سهراب سپهری با این متن «زندگی جیره مختصریست /مثل یک فنجان چای/ و کنارش عشق است/ مثل یک حبه قند / نوش جان باید کرد» تصمیم مرا در انتخاب این نام قطعی کرد
پایگاه راتن تومیتوز یه حبه قند را روایتی زیبا از یک عروسی در یک خانواده سنتی ایرانی توصیف کرد. مایک اوبراین منتقد و بازیگر سینما نیز در رسانه تیک آن سینما، یه حبه قند را اثری ساده، دلنشین و شیرین توصیف کرد و از فیلمبرداری آن تمجید نمود و در ادامه نوشت: طرح داستان به قدری دقیق ساخته شده است و شخصیت ها آنقدر خوب به تصویر کشیده شده اند که درام های کوچکی که در این گردهمایی خانوادگی بازی می شوند، جذاب هستند.