نقد شیرشاه ۱.۵

  • 0 دیدگاه
  • 32 بازدید
نقد شیرشاه ۱.۵

درباره منتقد

  • نام: علی حامدین
  • سن: 18 ساله
  • بیوگرافی :

    محل تولد:تهرانتحصیلات:دیپلم (در حال تحصیل در دانشگاه)مهارت:توانایی متوسط در نقد استراتژیک(در حال یادگیری)؛یادگیری این مهارت با مطالعه نقد دیگر منتقدان از جمله استاد واعظ موسوی

    ادامه بیوگرافی همه نقدها

نقد شیرشاه ۱.۵ (نقد استراتژیکی)

نقد شیرشاه ۱.۵


کارگردان:بردلی ریموند        فیلمنامه نویس:تام روجرز       آهنگساز و موسیقی:دون هارپر

تاریخ اکران:۱۰/۲/۲۰۰۴        شرکت تولید کننده:والت دیزنی       امتیاز:۱۰/۶.۶


شرکت والت دیزنی در ۱۶ اُکتبر ۱۹۲۳ توسط والت دیزنی و با مشارکت برادرش روی اولیور دیزنی،در قالب یک استودیو کوچک انیمیشن سازی تاسیس شد.دفتر مرکزی شرکت والت دیزنی و استودیو ی آن در شهر بربنک ،کالیفرنیا قرار دارد.شرکت والت دیزنی به سرعت توسعه پیدا کرد و به یکی از بزرگترین استودیو های هالیوود تبدیل شد.


از جمله آثار فوق العاده این شرکت داستان اسباب بازی۲(۱۹۹۹)،کارخانه هیولاها(۲۰۰۱) ،در جست و جوی نمو(۲۰۰۳)،شگفت انگیزان(۲۰۰۴)،ماشین ها(۲۰۰۶)،رتاتویی(۲۰۰۷)و... هستند.

شیرشاه ۱.۵ یک انیمیشن ویدئویی کمدی است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده است.داستان این انیمیشن وقایع قبل آشنایی تیمون و پومبا با سیمبا را نشان می دهد.این انیمیشن همچنین رابطه تنگاتنگی با انیمیشن شیرشاه۱ دارد و در بعضی از صحنه ها،سکانس های آن انیمیشن در این داستان وارد می شوند.

بر تحلیل گران جدی عرصه فیلم کودک و پویانمایی،پوشیده نیست که محصولات پر خرج هالیوودی از اهداف و غایات ایدئولوژیک خالی نیستند و کشف این ساختار های استراتژیک مخفی درسینمای کودک،بسی سخت تر از سینمای بزرگسالان است.درواقع یهودیان صهیونیست و دنیا طلب برای بسط و گسترش اعتقادات خود دست به اعمال گوناگونی از جمله کنترل ذهن و مهندسی اجتماعی آن می زنند.در این میان دنیای سینما به خصوص سینمای کودک،مورد توجه جدی آنها قرار گرفته است؛ خصوصاً که به نوشته مورخ هالیوود "نیل گابلر" در "امپراطوری هالیوود"،تقریباً تمام پایه گذاران و ادامه دهندگان اصلی شرکت های اصلی هالیوود از یهودیان شرقی با مرامی سکولار و نزدیک به صهیونیسم می باشند.اثر مورد نظر ما در این مقاله نیز به نظر می رسد نزدیک به همین فضا است و نیاز به بازبینی و دقت بیشتری دارد.

خلاصه داستان:انیمیشن فلاش بکی دارد به زندگی تیمون و هم نوعانش؛آوارگی آنها،مشکلات آنها و همچنین عدم هماهنگی تیمون با آنها.تیمون که دائم خرابی به بار می آورد در نهایت تصمیم به دوری از همنوعانش می گیرد.در مسیر به میمون پیری بر می خورد؛میمون او را به پیدا کردن "عیب یُخدی بابا(سرزمین مورد علاقه تیمون)" ترغیب می کند و تیمون، راهی پیدا کردن این سرزمین زیبا و امن می شود.تیمون در راه با پومبا آشنا شده و از او برای پیدا کردن سرزمین مورد علاقه اش استفاده می کند.در ادامه تیمون به کمک پومبا سرزمین مورد علاقه اش را پیدا کرده و به همراه او مشغول خوشگذرانی در آن می شود تا اینکه آندو، سیمبا را که یک بچه شیر است پیدا کرده و نزد خود بزرگ می کنند.سیمبا درکنار تیمون و پومبا و در عیب یُخدی بابا رشد کرده و به یک شیر جوان مبدل می شود.در ادامه داستان سیمبا جوان با مالا(دوست کودکی اش) روبه رو می شود و مالا به او می گوید که عمویش اسکار،می خواهد جای سیمبا را گرفته و پادشاه شود.

سیمبا به جنگ عمویش می رود و در نهایت با کمک پومبا و تیمون او را شکست می دهد.


در این مقاله به تحلیل سه شخصیت محوری داستان یعنی تیمون،پومبا و سیمبا می پردازیم.



تیمون:

۱-تیمون و همنوعانش موجوداتی آواره هستند که گویا وطن و محل زندگی مشخص و امنی ندارند

۲-همواره در معرض خطر و تجاوز از سوی حیوانات گوناگون از جمله کفتار ها هستند

۳-طبق گفته عموی تیمون،مثل غذا های متحرکی هستند که هیچکس از آنها نمی ترسد

۴-تیمون، دوست ندارد حرف مادرش را مبنی بر اینکه این آوارگی در سرنوشت و طبیعت آنها است و هیچ سرزمینی متعلق به آنها نیست بپذیرد

۵-تیمون به دنبال سرزمینی است که آن را تبدیل به وطن خود کند و از آوارگی خارج شود.این خواسته نیز در طول داستان خواسته کوچکی معرفی شده که تحقق آن حق کسی را ضایع نکرده و به کسی صدمه نمی رساند

۶-علت اصلی دوستی تیمون با پومبا این بود که پومبا می توانست مزاحم هایی را که مانع رسیدن تیمون به سرزمین مورد علاقه اش می شدند،دور کند

۷-پومبا،ترسناک نبودن تیمون را جبران می کرد.در واقع پومبا استخدام شده بود تا تیمون را به سرزمین خوشی ببرد

۸-تیمون مغز متفکر و پومبا اطاعت کننده است.در واقع پومبا مثل رباتی است که تیمون آن را برای رسیدن به اهدافش کنترل می کند

۹-اگر دقت کنید تیمون به نوعی یک موش است


تحلیل: ویژگی هایی که برای تیمون و همنوعانش بیان شد، شما را به یاد قومی خاص نمی اندازد؟ قومی که همواره آواره بوده و در طول تاریخ دچار تجاوز های بسیاری شده است و به دنبال سرزمینی است که بتواند از این آوارگی رها شده و از خود محافظت کند؟قومی که همیشه ترسو ترین بوده است و دوست داشته تا ترسناک ترین باشد؟قومی که موش کثیف لقب گرفته است؟

بله، درست است؛ "قوم یهود".این ویژگی ها منطبق بر قوم یهود است.انطباق هر مورد آن را با توضیحاتی بیان خواهم کرد:

آوارگی،ذلت و اسارت،مواردی هستند که خداوند پس از سرپیچی ها و فساد های گوناگون یهودیان در ادوار مختلف مانند داستان گوساله پرستی،اصحاب شنبه،قتل پیامبران و... در سرنوشت آنها قرار داده است: (قرآن) "...ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّت و المَسکَنَت..."(بقره-آیه۶۱)  / (تورات)    ...پس از این همه،غضب خداوند بر اسرائیل به شدت افروخته شده،ایشان را از حضور خود دور انداخت که جز سبط یهودا فقط باقی نماند،اما یهودا نیز اوامر یهوه،خدای خود رانگاه نداشته بلکه به فرایضی که اسرائیلیان ساخته بودند،سلوک نمودند،پس خداوند تمامی ذریت اسرائیل را ترک نموده،ایشان را ذلیل ساخت و ایشان را به دست تاراج کنندگان تسلیم نمود،حتی اینکه ایشان را از حضور خود دور انداخت".(اول پادشاهان-۱۷/۱۷-۲۱)

همچنان که می بینیم در برهه های مختلفی از تاریخ،یهودیان دچار تجاوز یا اخراج شده اند؛مانند به آتش کشیده شدن بیت المقدس توسط بخت النصر(۵۹۸ق.م)،...،اخراج یهودیان درسال ۱۲۹۰میلادی از انگلستان،اخراج از فرانسه درسال ۱۳۰۶ میلادی،اخراج از مجارستان در سال ۱۳۶۰ میلادی،اخراج از بلژیک در۱۳۷۰ میلادی،اخراج پراگ(چکسولواکی)درسال ۱۳۸۰ میلادی ،اخراج از اطریش در ۱۴۲۰ میلادی،اخراج از هلند درسال ۱۴۴۴ میلادی،اخراج از ایتالیا در سال ۱۵۴۰ میلادی،کشته شدن هزاران نفر از آنها در جنگ جهانی دوم و...

شاید باورش سخت باشد ولی در دنیا یهودیان معتقدی وجود دارند که با تشکیل یک دولت یهودی و غصب فلسطین مخالف اند. "ناتوری کارتا"(در زبان یهودی بابلی یعنی پاسداران شهر) نام یک اقلیت یهودی ارتودوکس حریدی ضد صهیونیسم است که در سال ۱۹۳۵ میلادی تشکیل یافت.از این گروه با نام سازمان اتحاد یهودیان ضد صهیونیسم هم یاد می شود.این گروه خواستار نابودی دولت اسرائیل است و معتقد است بر اساس تلمود یا کتاب قوانین یهودیت،تشکیل دولت یهود تا پیش از ظهور "ماشیاخ" یا منجی جهان ممنوع و نا مشروع است.از دید چند هزار یهودی ارتودوکسی که عضو این گروه هستند،صهیونیسم سمی است که یهودیان واقعی را تهدید می کند.


در داستان شاهد هستیم که که مادر تیمون از این سخن می گوید که آوارگی آنها جزو طبیعت آنها است و می توان اعتقاد او را همانند اعتقاد یهودیت کلاسیک یا یهودیان ناتوری کارتا در نظر گرفت.


مشابه این دیدگاه را در یکی دیگر از انیمیشن های دیزنی مشاهده می کنیم؛انیمیشن رتاتویی(موش سر آشپز)؛پدر رِمی یک فرد محافظه کار است که معتقد است "نمی توان طبیعت را عوض کرد و باید به زندگی مخفی خود ادامه داده و مراقب همنوعان خود باشیم"(اعتقاد یهودیت کلاسیک).اما بر خلاف پدر،رِمی(شخصیت اصلی)در تلاش است تا شرایط را تغییر داده و‌‌ با انسان ها ارتباط بر قرار کند.

تیمون هم برخلاف مادرش این عقیده را که هیچ جایی به آنها تعلق ندارد را به هیچ وجه قبول ندارد و معتقد است که باید به دنبال سرزمینی برای خود باشیم؛در حقیقت تیمون در داستان برخلاف مادرش یک یهودی صهیونیست است‌.‌در اعتقاد صهیونیسم،یهودیان نباید منتظر مسیح موعود برای انتقال آنها به سرزمین موعود(فلسطین) بشوند بلکه خود باید به تصرف این سرزمین اقدام کنند.در پایان داستان نیز شاهد هستیم که مادر تیمون نیز از اعتقاد خود بر می گردد و سرزمین تازه را با آغوش باز می پذیرد.

در سکانس های مختلف این انیمیشن می بینیم که این خواسته تیمون(سرزمینی برای خود و همنوعانش)،خواسته ای کوچک معرفی می شود؛به طوری که در ذهن بیننده به صورت "حق این موجودات" تداعی می شود.در واقع دیزنی خواسته است که با ارسال اینگونه سیگنال های روانی، حس ترحم و همدردی مردم را برای قومی که به دنبال سرزمینی برای خود می گردد، برانگیزد و غصب سرزمین فلسطین را از طریق احساسات توجیه کند.


همانطور که در ابتدا نیز اشاره کردم،تیمون و همنوعانش در ظاهر(نه از نظر گونه شناسی) نوعی موش هستند.اعطا ی لقب "موش کثیف" به یهودیان سابقه ای دیرینه دارد که در برخی انیمشن ها و فیلم ها نیز مشهود است؛مانند شخصیت میکی موس،موش سرآشپز(رتاتویی)،تام و جری،نارنیا ۳ و...

دلایل متفاوتی برای این لقب گذاری بیان شده؛مانند اینکه در اروپای قدیم یهودیان به خاطر بعضی اعمال مانند دزدیدن کودکان و قربانی کردن آنها و برخی سنت های عجیب، در بین ملل مسیحی بسیار منفور بوده اند؛به همین دلیل اروپاییان به سه دلیل زیر به آنها موش می گفتند:


۱-به خاطر اینکه نام پیامبر آنان به زبان انگلیسی موسس(Moses ) است؛که بسیار شبیه به کلمه موش(Mouse) است

۲-به این خاطر که یهودیان مانند موش ها به سرعت تولید مثل می کنند و مثلاً جمعیت آنان بعد مدتی از یک به ۱۰ و از ۱۰ به ۱۰۰ می رسد.به عنوان مثال در گزارشی که چندی پیش از سوی یکی از سازمان های بین المللی منتشر شده بود،رژیم اسرائیل بدترین کشور از جهت کنترل جمعیت شناخته شده بود؛چرا که آنان معتقدند که برای جنگ آرماگدون( جنگ آخرالزمان) باید نیرو به اندازه کافی داشته باشند و بسیار جالب بود که بهترین کشور از لحاظ کنترل جمعیت ایران بود؛که این به آن معناست که جمعیت شیعه رشدش کمتر از جمعیت صهیون هاست که این امر غفلت مسئولان ما را در این زمینه می رساند.در هنگام انتشار این خبر از آن مرجع بین المللی ،تقدیر های زیادی از ایران شده بود(این جمله امام خمینی(ره) را فراموش نکنیم که اگر زمانی آمریکا و غرب از ما تجلیل و تعریف کردند،باید بدانیم که راه را اشتباه رفته ایم)

۳-اینکه یهودیان مانند موش ها فعالیت زیرزمینی فوق العاده ای داشتند و البته دارند.به طوری که در آن زمان با فعالیت های مستمر زیرزمینی،توانستند سراسر اروپا را به تصرف نامرئی خود در بیاورند و کم کم منابع و سرمایه های جهان را از آن خود کنند.همانطور که بیان شد یهودیان برای اینکه تمسخر اروپاییان را تلافی کنند،کاراکتر موش را به عنوان نماد خودشان قرار دادند.



پومبا:

۱-شخصیتی است که ترسناک نبودن تیمون را جبران می کند

۲-رساننده تیمون به سرزمین مورد علاقه اش است(این شخصیت رساننده تیمون به سرزمین آزادی و 

بی خیالی است )

۳-تیمون از ترسناک بودن این شخصیت برای دور کردن مزاحم ها در مسیرش استفاده می کند)در داستان تیمون به پومبا می گوید چه کسی لایق تر از تو وجود دارد که دندان های تیزی داشته باشد و بتواند مزاحم ها را دور کند؟)


۴-پومبا شخصیتی است که توسط تیمون برای رسیدن تیمون به اهدافش کنترل می شود


تحلیل:اگر شخصیت تیمون را از نظر سیاسی نماد رژیم اسرائیل بگیریم،ویژگی های پومبا شما را به یاد چه کشوری می اندازد؟کشوری که با قدرتمند بودن و ترسناک بودنش امنیت اسرائیل را تامین می کند؟کشوری که وظیفه دارد یهودیان را به سرزمین موعود(فلسطین) منتقل کند؟کشوری که توسط اسرائیل کنترل می شود و مغز متفکر آن اسرائیل است؟کشوری که اسرائیل از قدرت آن برای ترساندن و سرکوب کردن دشمنانش استفاده می کند؟بله،درست است؛ کشور "آمریکا".

 دیزنی درانیمیشن های خود به مسائل استراتژیک متفاوتی می پردازد که یکی از پرتکرار ترین آنها 

رابطه آمریکا و اسرائیل است؛به این مسئله در انیمیشن هایی مانند دانشگاه هیولاها،موش سرآشپز ، فرار مرغی و همچنین انیمیشن شیرشاه پرداخته شده که شاهد آن هستیم.برای معرفی کشور آمریکا در فیلم و انیمیشن ها از روش های گوناگونی استفاده می شود؛مثلاً شخصی معروف که شهرتش را با تلاش پیدا نکرده(انیمیشن دانشگاه هیولاها)،فرد یا موجودی که توسط یهود کنترل می شود(انیمیشن موش سرآشپز)،فردی مشهور(هری پاتر) و....

حمایت اصلی کنگره آمریکا از اسرائیل بیش از همه به صورت کمک خارجی بوده است.از سال ۱۹۸۵، کنگره سالی نزدیک به ۳ میلیارد دلار به اسرائیل پرداخت کرده است و اسرائیل بزرگترین دریافت کننده   کمک سالیانه از آمریکا  از ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۴ و بزرگترین دریافت کننده تجمعی کمک (۱۲۱ میلیارد دلار بدون در نظر گیری تورم) از جنگ جهانی دوم بوده است.



سیمبا:

۱-از دوران کودکی تا جوانی ناپدید می شود

۲-از کودکی تا بلوغ در کنار تیمون و پومبا  و در عیب یُخدی بابا(سرزمین راحتی) رشد می کند

۳-در نهایت پس از برنده شدن در مبارزه،تیمون و همنوعانش را به سرزمین راحتی و امنیت(عیب یُخدی بابا) منتقل می کند


۴-همه امید ها برای تغییر شرایط و شکست دادن اُسکار(عموی سیمبا که سلطنت را غصب کرده است) به اوست

۵-شایسته ترین فرد برای حکومت بر حیوانات است؛زمانی که به حکومت می رسد،کفتار ها و دیگر موجودات شرور کنار زده می شوند و صلح و آرامش بر قرار می شود


تحلیل:سیمبا برخلاف دوشخصیت دیگر داستان از یک شخصیت سیاسی برخوردار نبوده بلکه یک شخصیت ناجی گونه دارد.شاید بعضی از دوستان با استناد به آیه زیر از تورات، استدلال کنند که این شخصیت و سایر شیر ها نماد قوم یهود اند:

"و بقیه یعقوب در میان امت ها و قوم های بسیار،مثل شیر در میان جانوران جنگل و مانند شیر ژیان در میان گله های گوسفندان خواهند بود..."(میکاه-باب۵-آیه۹)

شیر در بعضی آثار سینمایی نماد قوم یهود است اما در جایی که صحبت از موعودی ناجی گونه مانند سری فیلم نارنیا و انیمیشن شیر شاه می شود،قضیه کمی متفاوت است.شخصیتی که در غیبتی چند ساله می رود ولی دوباره برای نجات انسان ها و پاک کردن جهان از لکه های فساد و ظلم بر می گردد؛شخصیتی که به تعبیر یهودیان در دامان یهود و در سرزمین مقدس(فلسطین) پرورش یافته و قرار است دوباره حکومت داوود(قوم بنی اسرائیل) را بر جهان برپا کند؛شخصیتی که وقتی وارد غیبت می شود،بعضی می پندارند که مرده است؛شخصیتی که طبق وعده تورات دوباره یهودیان را در سرزمین مقدس جمع می کند؛ شخصیتی که در نبرد آرماگدون(نبرد آخر الزمان) به مبارزه علیه نیرو های شیطانی می پردازد و پس از پیروزی در این مبارزه،  وارد هزاره هفتم از عمر جهان می شویم (بر اساس تاریخ یهودیان؛برای این محاسبه کافی است که به تاریخ میلادی،۳۷۶۰ سال اضافه کنید) که از ویژگی های آن، صلح و امنیت برای فرزندان خدا(قوم یهود) است؛به نظر شما این شخصیت کیست؟بله؛حضرت عیسی(ع).

به چند نمونه در کتب مقدس و کتب مذهبی توجه کنید:

۱."در آخر الزمان ماشیح(مسیح) که فردی از نسل داوود(ع) است،خواهد آمد و با ظلم و ستم مبارزه خواهد کرد و حکومت داوود(ع) را بار دیگر برپا خواهد کرد"(گنجینه ای از تلمود-فصل۱۲)

۲."...و با مسیح(ع) هزار سال سلطنت کردند، و سایر مردگان زنده نشدند تا هزار سال به اتمام رسید؛ این است قیامت اول"(مکاشفه-۲۰/۴-۶)

۳."و ایشان را از میان قوم ها بیرون آورده،از کشور ها جمع خواهم نمود و به زمین خودشان(فلسطین) در آورده،بر کوه های اسرائیل...خواهم چرانید.ایشان را بر مرتع نیکو خواهم چرانید...خداوند(یهوه) می گوید که من گوسفندان خود را(در رساله های پیشگویانه عهد عتیق،استعاره گوسفندان گم شده بنی اسرائیل به معنای قومی است که پراکنده و آواره شده اند و این معنا در عهد جدید هم آمده است-کتاب مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس،ص۴۴۷) خواهم چرانید...گم شدگان را خواهم طلبید و..."( حزقیال-۳۴/۱۶-۱۳)

۴.همچنین در ارتباط با مورد۳، در عهد جدید نیز ماموریت عیسی(ع)،جمع کردن گوسفندان گم شده اسرائیل توصیف شده(متی-۱۰/۷)


قبیله یهودا به صورت سنتی با شیر مرتبط است.اولین ارتباط در زمانی است که یعقوب(ع) این سمبل را به یهودا داده و از او به عنوان "گور آریه"(در زبان عبری به معنی شیر جوان) یاد می کند در زمانی که او را آمرزش می دهد.از این رو سمبل شیر به عنوان سمبل قبیله یهودا(نه در همه جا) مورد استفاده قرار می گرفت:


شهر اورشلیم(بیت المقدس) پایتخت قبیله یهودا بود.در مسیحیت، شیر یهودا به حضرت عیسی(ع) اطلاق می شود.عیسی(ع) به قبیله یهودا تعلق داشت و در کتاب مکاشفه یوحنا از او به عنوان شیر یهودا یاد شده است.

نکته دیگری از داستان که قابل توجه است این است که در بیشتر بخش هایی از داستان(شیرشاه۱) که شخصیت منفی داستان(اُسکار) به نمایش گذاشته می شود،از رنگ سبز استفاده شده است؛حتی در مخفی گاه کفتار ها که موجودات شروری هستند نیز این رنگ قابل مشاهده است:



اما چرا رنگ سبز؟رنگ سبز در فرهنگ شرقی اغلب نشانه مسلمانان و به خصوص شیعیان است.سیاه نمایی در مورد این رنگ (که منصوب به سادات است) تازگی ندارد و در آثاری چون نارنیا۳،هری پاتر،پاندای کونگفو کار۳،مرد عنکبوتی۱،ارباب حلقه ها و... موجود است.بر همین اساس و بر طبق سخنان گذشته اگر نبرد سیمبا با اسکار در ذهن بیننده نبرد آخر الزمان معرفی شود، به دنبال آن دشمن منجی جهان( مسیح موعود) مسلمانان معرفی می شوند که راه رسیدن به سعادت و آرامش را سد کرده و باید نابود شوند.این تفکر برخاسته از عرفان یهودی کابالا است که تفکر صهیونیسم به نوعی زاییده این عرفان است(در این مقاله امکان معرفی کامل این عرفان نیست؛برای اطلاعات بیشتر به سایت اندیشکده مطالعات یهود مراجعه شود).اصل این اندیشه اسارت زمزم(اخگر الهی) به دست "سیترا اهرا" (نیرو های شیطانی) که بر سرزمین کلیپت(خلافت/اسلام) حکم می رانند است؛بر همین اساس کابالیست ها مسلمانان را ستون فقرات شیطان می دانند که باید نابود شوند تا صلح و آرامش به زمین بر گردد.


برای نظر دادن باید عضو شوید!

ورود به سامانه عضویت رایگان