جایی در دوردست

  • 0 دیدگاه
  • 15 بازدید
0
جایی در دوردست

جایی در دوردست

داستان فیلم

جایی در دور دست فیلمی به کارگردانی و نویسندگی خسرو معصومی ساختهٔ سال ۱۳۸۴ است.

خلاصه داستان

«جمال» دستيار «زاهد» عاقد مجذوب مراسم عروسی دختر ، «گته آقا اشرفی» است که ناگهان «نیالا» را می بیند، حیرت زده محو تماشای زیبایی خیره کننده دختر روستایی می شود. «نیالا» نیز با دیدن «جمال» برقی از عشق در چشمانش می درخشد... گفته می شود نیالا دختر بزرگتر «گته آقا» وقتی حاضر به ازدواج با مرد مورد نظر پدرش نشد، آنقدر مورد ضرب و شتم او قرار گرفت که لال شد. جمال که مفتون نیالا است، او را علیرغم نظر مخالف «زاهد» عاقد، از «گته آقا»، خواستگاری می کند، گته آقا که یکی از قاچاقچیان چوب منطقه کچور است، شرایطی دارد و جمال بدون تأمل آنها را می پذیرد و در اولین قدم او، همراه مردان گته آقا، برای قطع درختان جنگل راهی می شود. اما وقتی مردان، جنگلبان را که پاپیچ شان شده، می کشند، جمال حاضر به ادامه کار نمی شود و می گریزد و نزد «نیالا» -که معلوم می شود لال نیست، پنهان می شود. اما گته آقا، که مردانش به عنوان مظنونین قتل دستگیر شده اند، مطمئن است که با جمال را می تواند از طریق «نیالا» به دست آورد و چنین نیز می شود. آخرین شرایط او برای ازدواج جمال با دخترش نیالا، اعترافش به قتل است با این قول که خود شخصاً او را آزاد خواهد کرد... جمال که دستگیر شده، در فاصله انتقالش با مأمور به مرکز، شب را در خانه معلم می گذراند و برای او اصل ماجرا را می گوید... صبح روز بعد، معلم و مأمور شرایطی را فراهم می آورند تا او بتواند از مهلکه فرار کرده و به «نیالا» که منتظرش است به پیوندد

برای نظر دادن باید عضو شوید!

ورود به سامانه عضویت رایگان