بانوی عمارت یا جواهری در قصر!!

  • 0 دیدگاه
  • 135 بازدید
بانوی عمارت یا جواهری در قصر!!

درباره منتقد

  • نام: سید علیرضا واعظ موسوی
  • سن: ثبت نشده!
  • بیوگرافی :

    تخصص ها و تحصیلات: *کارشناس تاریخ* حوزوی*متخصص و مدرس در حوزه قدرت نرم( تخصصا: ۱-سینما ۲-رسانه ۳- سبک زندگی): ۱۲ سال سابقه* متخصص، مدرس و مشاور در حوزه مدیریت سازمانی و کار آفرینی: ۵ سال سابقه*مولف و محقق در زمینه تاریخ، ادبیات، هنر، تفسیر قرآن، قدرت نرم، نقد استراتژیک سینما ( بیشتر از 100 نوشته...

    ادامه بیوگرافی همه نقدها

بانوی عمارت یا جواهری در قصر!! (نقد استراتژیکی)

بانوی عمارت یا جواهری در قصر!!

سریالی تاریخی!


بانوی عمارت سریالی سنتی و به بیانی دیگر و دارای اغماض، تاریخی است.

اغماض از آن رو که روایت این داستان در دل تاریخ تصور شده ی عهد قاجار، شکل میگیرد اما کاراکتر های آن و داستانش دارای واقعیت تاریخی نیستند.

سریالِ زیبایی بود به لحاظ بازی متوسط و خوب بازیگران، نمایش لباس ها و سنت های ایرانی(در حد متوسط) و جدا کردن دل و دیده ی مخاطب از افسون گری های مدرنیسم و پست مدرنیسم (حداقل برای دقایقی)!

و زیبا بود به جهت جسارت جسورانه ی جوانانی جویای نام اما بدون تجربه ی حرفه ای و یا شهرتی کذایی که هر یک توانستند در حد قابل قبولی در کاراکتر تعریف شده برای خود، بدرخشند.

اگرچه فیلم نامه ی این سریال دارای ضعف بود، اما این ضعف از دید عامه ی مردم پنهان بود و  کسی نمی توانست از دیدن این سریال دل زده شود. ضعف در میزانسن و ضعف در چهره پردازی و ضعف در دیالوگ های کاراکتر ها مخصوصا در زمینه نگارش دیالوگ های فاخر و قجری مسلک و امیرانه، بسیار دیده میشد، اگرچه که از یک مینی سریال متوسط الحال، انتظار شاهکاری همچون هزار دستان علی حاتمی را نمیتوان داشت!

چهره پردازی را که جدای از دیالوگ نویسی و متن داستان است، در کنار آنها آوردم تا اهمیتش را نشان دهم؛ چرا که در باور پذیر کردن کاراکتر ها و داستان سریال برای مخاطب بسیار موثر است؛ مثلا فخر الزمان، شخصیتی است که چهره اش قبل و بعد از ازدواج تفاوتی نمی کند! و با همان گریم و آرایش قبل از ازدواج بر سر سفره عقد می نشیند و در ادامه سریال دیده میشود! بدینصورت این کاراکتر چگونه میتواند در باور پذیر کردن دوران قاجار و دختران این عصر موثر باشد؟!


خیر و شر


در این سریال سعی بر آن شده که دو جبهه خیر و شر به تصویر کشیده شوند و در تعارض میان این دو، بهترین راه برای زندگی به مخاطب نشان داده شود: عشق به جای نفرت، بخشش بجای کینه، تعامل بجای تعارض، سازندگی بجای ویرانگری. باید گفت که حرکت این سریال برای بیان این مسائل خوب و قابل قبول است و سعی شد که به دور از کلیشه سازی و بیان کلیشه ای باشد، و این نمایش خیر و شر با وجود اسم گذاری های کاراکتر ها (چه عمدا و چه سهوا) به خوبی دیده میشود و در باور پذیر کردن داستان و ایجاد قالب ذهنی برای مخاطب موثر تر شده است.



مخاطب می فهمد که فخر زمان شدن با بخشش بدخواهان و همراهی دوستانه با همسر و دوری کردن از خودخواهی های دوران جوانی و قبل تاهل و حفظ احترام بزرگتر(برادر) ممکن است و به اینصورت میتوان جواهری در قصر و و بانویی برای عمارت بود و نه این که با کینه توزی و زیاده خواهی و ظلم به دیگران و افسار گسیختگی در رفتار به دنبال منفعت خویش بود همچون کاراکتر جواهر که ناکام از دنیا رفت!


مخاطب می فهمد که باید رشید بود همچون امیر ارسلان، و نه خود را به بزرگی بزند و بزرگوار نباشد همچون جهانبخش! باید اهل شکار و تفریح و زندگی شاد باشد، اما نباید به دنبال شکار قدرت و فرصت طلبی و اسیر کردن افراد باشد. باید احترام مردم و محبت ایشان را با رفتار جوانمردانه  بدست آورد و نه با دسیسه و نیرنگ مکارانه و دستی از غیب و قفا!



و مخاطب می فهمد که تاج افسری و نیک بختی را زمانی میتواند بر سر بگذارد که همانند ( (مِهری) )، مِهری در دل داشته باشد و دگر خواه باشد و نه مانند افسر دگر سوز برای بزرگی بیشتر خویش!



این تراز خیر و شر و سیاهی و سفیدی، همانطور که توسط مولف این سطور، کد شکنی شد، در ذهن مخاطب می نشید و به تعلیم غیر مستقیم می پردازد و کلیشه  وار به بیان کلیشه ای مسائل اخلاقی نمی پردازد و سازنده فیلم فقط داستان گویی خوب را انجام میدهد و کد ها را در ذیل پیام به مخاطب القا میکند، که این از هوشمندی او است و جای تبریک دارد.

اگرچه که همچنان بر نیاز به قوت بیشتر متن این سریال تاکید داریم.


گروه های سری


و در آخر باید به مسئله و پارامتری دیگر اشاره کرد و آن وجود مفاهیمی در مورد گروه های سری و نهان روش در این سریال است.

نوع بیان و توجه دادن مخاطب به این گروه ها، کمی بچگانه بود، ترسی به مخاطب القا نمی شد و ساختار قدرت و عملکرد ایشان و اهدافشان مشخص نبود ؛ و اینها همه از ضعف داستان پردازی در این زمینه است.

در سریال هزار دستان، گروه های سری به خوبی دیده میشوند و نقش پدرخواندگی یک شاهزاده پیر قاجاری به زیبایی به تصویر کشیده شده و یا در سریال روشن تر از خاموشی، فرقه صوفی مسلک نقطویه به زیبایی به مخاطب شناسانده می شوند و مخاطب درک نسبتا خوبی به انها پیدا میکند، اما در سریال بانوی عمارت، وجود این گروه ها، اعلام می شود، اما انچنان که باید درباره ایشان داستان پردازی رخ نمی دهد و همچنان گنگ رها می شود.


امیدوارم که هرچه بیشتر فیلم ها و سریال های سنتی و تاریخی در تلویزیون ملی ساخته شود تا درد ناشی از شریر شیطانی شب تاریک مدرنیته ی منحط، از دل مجروح مردم ایران هر چه بیشتر زدوده شود و روان های پریش و مشوش، کمی آرام گیرد.


برای نظر دادن باید عضو شوید!

ورود به سامانه عضویت رایگان